تبلیغات
شهید حسادت

شهید حسادت
بحثی پیرامون علل شهادت اولین شهید حسادت و یکی از مظلومان بزرگ تاریخ رسول اکرم حضرت محمد مصطفی (ص)
نویسندگان

در سال نهم هجرت ، نبىّ مكرّم صلّى الله علیه و آله أبوبكر را براى امارت حج و خواندن سوره برائت بسوى مكّه فرستاد ، سوره برائت این آیه را در بر دارد :

بَراءَةٌ مِنَ اللهِ وَ رَسُولِهِ إلَى الَّذینَ عاهَدْتُمْ مِنَ الْمُشْرِكینَ فَسیحُوا فِى اْلأَرْضِ أرْبَعَةَ أشْهُر وَ اعْلَمُوا أنَّكُمْ غَیْرُ مُعْجِزِى اللهِ وَ أنَّ اللهَ مُخْزِى الْكافِرینَ

وَ أذانٌ مِنَ اللهِ وَ رَسُولِهِ إلَى النّاسِ یَوْمَ الْحَجِّ اْلأَكْبَرِ أنَّ اللهَ بَرى ءٌ مِنَ الْمُشْرِكینَ وَ رَسُولُهُ فَإِنْ تُبْتُمْ فَهُوَ خَیْرٌ لَكُمْ وَ إنْ تَوَلَّیْتُمْ فَاعْلَمُوا أنَّكُمْ غَیْرُ مُعْجِزِى اللهِ وَ بَشِّرِ الَّذینَ كَفَرُوا بِعَذاب ألیم

إلاَّ الَّذینَ عاهَدْتُمْ مِنَ الْمُشْرِكینَ ثُمَّ لَمْ یَنْقُصُوكُمْ شَیْئاً وَ لَمْ یُظاهِرُوا عَلَیْكُمْ أحَداً فَأَتِمُّوا إلَیْهِمْ عَهْدَهُمْ إلى مُدَّتِهِمْ إنَّ اللهَ یُحِبُّ الْمُتَّقینَ

فَإِذَا انْسَلَخَ اْلأَشْهُرُ الْحُرُمُ فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكینَ حَیْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ وَ خُذُوهُمْ وَ احْصُرُوهُمْ وَ اقْعُدُوا لَهُمْ كُلَّ مَرْصَد فَإِنْ تابُوا وَ أقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّكاةَ فَخَلُّوا سَبیلَهُمْ إنَّ اللهَ غَفُورٌ رَحیمٌ(408).

از این پس خدا و رسولش از عهد مشركانى كه با شما مسلمانان عهد بسته و شكستند بیزارى جست . پس شما مشركان تا چهار ماه دیگر مهلت داده مى شوید كه در زمین ( مكّه ) گردش و آسایش كنید و بدانید كه شما بر قدرت خدا غالب نخواهید شد و همانا خدا كافران را خوار و ذلیل خواهد كرد . در بزرگترین روز حج خدا و رسولش بمردم اعلام مى دارند كه بعد از این ، از عهد مشركین ، خدا و رسولش بیزارند ، پس هر گاه شما مشركان از شرك توبه كرده برایتان در دنیا و عقبى بسى بهتر خواهد بود و اگر رو بر گردانید بدانید كه شما بر قدرت خدا غالب نیائید و چنانچه ایمان نیاوردند مژده عذاب دردناك بر آن كافران برسان مگر آن گروه از مشركان كه با آنها عهد كرده اید و هیچ عهد شما نشكستند و هیچ یك از دشمنان شما را یارى نكرده باشند ، پس با آنها عهد را تا مدتى كه مقرر داشته نگاهدارید كه خدا متقیان را ( كه بعهد خود وفا مى كنند ) دوست مى دارد . پس از آنكه ماهها حرام ( ذیقعده ، ذیحجه ، محرم ، و رجب ) كه ( مدت امانست ) در گذشت آنگاه مشركان را هر جا یابید به قتل برسانید و آنها را دستگیر و محاصره كنید و هر سو در كمین آنها باشید چنانچه از شرك توبه كرده و نماز اسلام بپا داشتند و زكوة دادند پس از آنها دست بر دارید كه خدا آمرزنده و مهربان است .

تعداد مسلمانانى كه در بپاداشتن مناسك حج راغب بودند به سیصد تن رسید ، و رسول خدا صلّى الله علیه و آله بیست شتر بهمراهشان فرستاد ، و چون مسلمانان به ذى الحلیفه كه میقات معروف در مسجد شجره است (409) رسیدند ، جبرئیل علیه السّلام بر پیامبر صلّى الله علیه و آله نازل شد ، و خبر داد كه از طرف تو كسى بجز خودت یا فردى از خودت نباید ] پیام را [ ادا نماید ، پس پیامبر صلّى الله علیه و آله فرمود : على از من و من از على مى باشم ، و كسى جز من یا على ، نباید پیام را ادا نماید (410) .

احمد بن حنبل ، در مسند خود از أبوبكر نقل مى كند كه :

پیامبر صلّى الله علیه و آله او را براى اعلام برائت به اهل مكّه فرستاد ، كه بعد از این سال مشرك نباید حج كند ، و برهنه نباید طواف كعبه كند ، و غیر مسلمان داخل بهشت نمى شود ، و كسى كه با رسول خدا صلّى الله علیه و آله عهدى بسته تا انتهاى مهلت عهد فرصت دارد ، و خدا و رسول او از مشركان بیزارند .

أبوبكر سه روز به همراه پیغام برائت حركت كرد ، و بعد از آن پیامبر صلّى الله علیه و آله به على علیه السّلام فرمود : خود را به أبوبكر برسان و او را برگردان و خودت برائت را ابلاغ كن ، او نیز اطاعت كرد .

و چون أبوبكر نزد پیامبر صلّى الله علیه و آله بازگشت ، گریه كرد و گفت : آیا مطلب تازه درباره من بوجود آمده ؟ پیامبر صلّى الله علیه و آله فرمود : بجز خیر تازه اى در تو موجود نشده ، لكن مأمور شده ام برائت را جز خودم یا مردى از خودم تبلبغ نكند (411) و در كتاب كنز در تفسیر سوره توبه ، همین مطلب حكایت شده است (412) .

و احمد بن حنبل ، به نحو مستند از على علیه السّلام روایت كرده است كه فرمود :

وقتى ده آیه از سوره برائت بر پیامبر صلّى الله علیه و آله نازل شد .

پیامبر صلّى الله علیه و آله أبوبكر را فرا خواند ، و با آن آیات فرستاد ، پس از آن مرا خواند و فرمود : أبوبكر را دریاب ، و هر جا به او رسیدى نامه را از او بگیر و به مكّه ببر و بر اهل مكّه بخوان ، پس در جحفه به او رسیدم ، و نامه را از وى گرفتم .

و أبوبكر به نزد پیامبر صلّى الله علیه و آله بازگشت و عرض كرد : اى رسول خدا آیا درباره ام چیزى نازل شده است ؟

حضرت فرمود : خیر لكن جبرئیل نزدم آمد و گفت : از جانب تو ابلاغ نمى كند ، مگر خودت یا مردى از خودت ، و همین مطلب را در كتاب كنز از أبى الشّیخ ابن مردویه نقل نموده ، و مثل آن را نیز در كشّاف نقل كرده است (413) .

حاكم ، جزئى از حدیث ابن عمر را روایت كرده كه در آن چنین گفته است : رسول خدا صلّى الله علیه و آله أبوبكر و عمر را با پیغام برائتى بسوى اهل مكّه فرستاد ، پس آن دو روانه شدند ، در میانه راه با سوارى برخوردند ، گفت : كه مى باشى ؟ گفت : من على هستم ، اى أبوبكر نامه اى كه همراه دارى تحویل ده ، پس على علیه السّلام نامه را گرفت و برد ، و أبوبكر و عمر به مدینه بازگشتند و عرض كردند : چه كرده ایم ، اى رسول خدا ؟

پیامبر صلّى الله علیه و آله فرمود : جز خیر چیزى ندارید ، و لیكن به من گفته شد نباید از جانب تو تبلیغ كند مگر خودت یا مردى از خودت (414) .

و احمد بن حنبل و أبویعلى ، از روایت أبى اسحاق از یزید بن منبع از أبوبكر ، بازگشت أبوبكر و گریه وى و رفتن على بن أبى طالب به عنوان أمیر حج را روایت كرده اند (415) .

و ابن هشام سیره ابن اسحاق را فقط براى حفظ امانت شرعى ، گرفتار تحریف نموده است (416) .


[408] ـ سوره توبه ، آیه 1 تا 5 .

[409] ـ تاریخ طبرى 382 ج 2 .

[410] ـ مسند احمد ابن حبنل 164 ج 4 ،كنز العمّال 153 ج 6 .

[411] ـ تاریخ أبى زرعه 298 ، مسند احمد بن حنبل 1 ج 2 ـ ذخائر العقبى 96 .

[412] ـ كنز العمّال 246 ج 1 .

[413] ـ مسند احمد ابن حنبل 151 ج 11، كنز العمّال 247 ج 1، تفسیر ابن كثیر 543 و 544 ج 2

[414] ـ مستدرك حاكم 51 ج 3 .

[415] ـ حاشیه شیخ محمّد علیان مزروقى بر تفسیر زمخشرى 24 ج 2 .

[416] ـ سیره ابن هشام 190 ج 4 .




[ پنجشنبه 28 اردیبهشت 1391 ] [ 07:23 ق.ظ ] [ سینا علی نسب ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


این وبلاگ گامی است کوچک در جهت روشنگری روشها و دفعات و نتیجه سوء قصدهایی که برای پیامبر رحمت و مهربانی حضرت محمد (ص) بوسیله خلفای راشد و برخی نزدیکان ایشان که از دشمنان واقعی و ماری در آستین بودند بوقوع پیوسته است

آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
ابزارهای مفید
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب