تبلیغات
شهید حسادت

شهید حسادت
بحثی پیرامون علل شهادت اولین شهید حسادت و یکی از مظلومان بزرگ تاریخ رسول اکرم حضرت محمد مصطفی (ص)
نویسندگان

و ابن مردویه از سعد بن أبى وقّاص این حدیث را بیان كرد ، كه رسول خدا صلّى الله علیه و آله أبوبكر را به همراه برائت بسوى اهل مكّه فرستاد ، پس از آن على علیه السّلام را دنبال وى فرستاد و نامه را از او گرفت ، و گویا أبوبكر در دل احساس نگرانى كرد ، پس رسول خدا صلّى الله علیه و آله فرمود : اى أبوبكر از طرف من ادا نمى كند مگر خودم یا مردى از خودم .

و همین مطلب را طبرسى و بلاذرى و ترمذى و واقدى و شعبى و سدى و ثقلبى و واحدى و قرطبى و قشیرى و سمعانى و احمد بن حنبل و ابن بطّه و محمّد بن اسحاق و أبویعلى الموصلى و اعمش و سماك بن حرب در كتابهاى خود از عروة بن الزّبیر و أبى هریره و انس و أبو رافع و زید بن نفیع و ابن عمر و ابن عبّاس روایت كرده اند .

و در تفسیر البرهان از ابن شهر آشوب وارد شده است كه چون نه آیه أوّل سوره برائت نازل شد ، پیامبر صلّى الله علیه و آله أبوبكر را براى ابلاغ آن آیات به مكّه فرستاد ، پس جبرئیل نازل شد و گفت : برائت را اداء و ابلاغ نمى كند مگر خودت یا مردى از خودت ، پس رسول خدا صلّى الله علیه و آله به أمیرمؤمنان فرمود : بر ناقه عضباء من سوار شو و خود را به أبوبكر برسان و برائت را از دستش بگیر .

و چون أبوبكر نزد پیامبر صلّى الله علیه و آله بازگشت بى تاب گشت و گفت : مرا لایق امرى كردى كه همه گردنها بسویش دراز شد ، و چون مشغول آن شدم ، مرا از آن باز داشتى ؟

پیامبر صلّى الله علیه و آله فرمود : جبرئیل امین از جانب خداوند تعالى نازل شد و گفت : اداء و ابلاغ نمى كند از جانب تو مگر خودت یا مردى از خودت ، در حالى كه على علیه السّلام از من است و از جانب من جز على كسى اداء و ابلاغ نمى كند .

و سخن خداوند تعالى كه فرموده : اداء نكند از جانب تو مگر خودت یا مردى از خودت ، به نحو مطلق و بدون قید به على علیه السّلام اجازه مى دهد تا احكام ابتدائى را هم ابلاغ نماید ، مثل همان احكامى كه در سوره برائت براى منع از طواف عریان و منع از دخول مشركین در بیت الله الحرام وجود دارد . و پیروان خطّ اموى دریافتند كه در این فعل الهى خطّشان تضعیف مى شود ، پس در صدد بر آمدند تا آن منبع الهى را تحریف نمایند ، و به دروغ چنین گفتند : بعد از رسیدن على علیه السّلام ، أبوبكر امارت حج را رها نكرد ، و دائماً على علیه السّلام تحت فرماندهى او بود .

و چنین گفتند كه این فرمان الهى مطابق عادت عربهاى جاهلیّت كه در عهدنامه ها فقط شخصى از همان قبیله مأمور ابلاغ مى شد ، وارد شده است .

و ابن شهاب زهرى اموى ، چون مى خواست حكومت اموى را از خود راضى نماید ، لذا چنین گفت : علّت آنكه پیامبر صلّى الله علیه و آله على علیه السّلام را براى تبلیغ برائت مأمور كرد و غیر او را مأمور نكرد آن است كه عادت و شیوه عربها آن بود كه عهدنامه ها را فقط بزرگ قبیله و رهبر و زعیم آن به عهده مى گرفت یا مردى به عهده مى گرفت كه از اهل بیت او باشد ، و قائم مقام وى حساب شود ، مثل برادر یا پسر عمو ، و خداوند آنها را بر همان عادت باقى گذاشت (417) .

و این مطلب از دروغهاى زهرى مى باشد كه هیچ دلیلى بر آن وجود ندارد ، زیرا در میان عربها وكیل ، در حكم اصل است .

و نظر مؤلف آن است كه : نبىّ مكرّم اسلام صلّى الله علیه و آله رسول خدا ، و رهبر بشریّت بود ، و مانند رئیس قبیله اى كوچك نبود .

و عادت عربهاى جاهلى بر آن نبود كه از طرف زعیم قبیله فقط فردى از همان قبیله تبلیغ نماید ، بلكه براى هر دوست یا هم پیمانى چنین تبلیغى ممكن بود .

و از همه اینها مهمتر آن كه سوره برائت سخن خداوند تعالى مى باشد

و آنگونه كه فكر مى كنند سخن رئیس قبیله نمى باشد و سخن خداوند سبحان را جز افراد تطهیر شده اهل بیت ابلاغ نمى كند ، همان اهل بیتى كه خداوند در این سخن رسول خود صلّى الله علیه و آله كه فرمود :

« انّى تارك فیكم الثّقلین كتاب الله و عترتى اهل بیتى »

من در میان شما دو ورزنه گرانقدر را به یادگار گذاشته ام یكى كتاب خدا و دیگرى عترت من كه اهل بیتم مى باشند (418)

آنان را با قرآن مقرون و همراه نموده است .

و چرا سخن خدا را به خاطر تطبیق دادن آنان با معیارهاى جاهلى تضعیف مى كنیم ؟

و اگر واقعاً چنین باشد ، مى بایست خداوند شریعتى را كه مخالف با تعالیم و عادات جاهلى باشد اصلا نیاورد .

و خود أبوبكر این نویسندگان را با گریه و بى تابى و حزن و اینكه در خود احساس نگرانى كرده ، و با این گفته اش به رسول خدا صلّى الله علیه و آله كه آیا در مذمّت من چیزى نازل شده است ، كه بعد از بازگشت انجام داد تكذیب نموده است .

و اگر أبوبكر تا آخر أمیر بود ، این گونه رفتارى از خود ظاهر نمى كرد .


[417] ـ تذكره الخواص ، سبط ابن جوزى 43 .

[418] ـ أضواء على السّنة المحمّدیّه ، محمود أبوریّة 44 ، ینابیع المودّة ، حنفى قندوزى 536 ج 2 .




[ جمعه 29 اردیبهشت 1391 ] [ 06:39 ق.ظ ] [ سینا علی نسب ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


این وبلاگ گامی است کوچک در جهت روشنگری روشها و دفعات و نتیجه سوء قصدهایی که برای پیامبر رحمت و مهربانی حضرت محمد (ص) بوسیله خلفای راشد و برخی نزدیکان ایشان که از دشمنان واقعی و ماری در آستین بودند بوقوع پیوسته است

آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
ابزارهای مفید
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب