تبلیغات
شهید حسادت

شهید حسادت
بحثی پیرامون علل شهادت اولین شهید حسادت و یکی از مظلومان بزرگ تاریخ رسول اکرم حضرت محمد مصطفی (ص)
نویسندگان

در تاریخ آمده است كه : تمیم دارى از عمر بن الحطّاب ( الخطّاب ) براى قصّه گفتن اجازه گرفت

عمر به او گفت : آیا مى دانى چه مى خواهى ؟ تو ذبح شدن را مى خواهى ، از كجا اطمینان دارى كه اگر آنقدر خود را بالا ببرى تا به آسمان برسى ، آنگاه خداوند ترا به زمین نزند ؟ (641) .

و دوباره عمر چنین گفت : من مى ترسم خداوند تو را زیر پاى آنها قرار دهد . و أبوعاصم مرّة گفت : این ذبح شدن است و به گلوى خود اشاره كرد (642) . زیرا عمر مى دانست كه تمیم اساطیر و علوم بى ارزش اهل كتاب و روایات دروغین را خواهد گفت كه همین سبب انتقام گرفتن مسلمانان از وى مى شود .

و از همان اساطیر ، روایات ساختگى غار مى باشد .

و گفته شده است كه عمر به تمیم گفت : قبل از آنكه براى نماز جمعه خارج شوم موعظه كن . و او این كار را یك روز در هفته و فقط در روز جمعه انجام مى داد و چون عثمان به خلافت رسید تمیم از وى خواست تا وقت موعظه را بیشتر نماید ، و عثمان قبول كرد و یك روز دیگر را در هفته اضافه نمود (643) . و براى آنكه عمر خود از تمیم دفاع كند و مانع از قتل وى شود و برنامه او را در انتشار فرهنگ و علوم خود بین مسلمانان آسان كند ، أوّلا خود در مجلس درس او شركت كرد ، و ثانیاً مجلس درس او را در مسجد پیامبر صلّى الله علیه و آله قرار داد ، و ثالثاً خود شروع به سؤال كردن و احترام گذاشتن به وى نزد مسلمانان نمود .

و این زیركى و فراست عمر در تلاش مسلمانان براى ذبح تمیم دارى به حقیقت پیوست ، زیرا مسلمانان قبول نمى كردند احادیث بى ارزش تمیم را بشنوند ، و در اهداف و مقاصد او تشكیك نمودند ، و به مجرّد كشته شدن عثمان تمیم به شام فرار كرد ، و درست در همان وقت كعب الأحبار نیز به آنجا فرار نمود ، تا تحت حمایت سیاسى و امنیّتى معاویه قرار گیرد . و چنانچه در مدینه باقى مى ماندند ، مسلمانان آنان را به قتل مى رساندند ، و در مقبره یهودیان ، حش كركب ، دفن مى نمودند ، یعنى همان جائى كه عثمان بن عفّان را در آن دفن كردند .

ابن عبدالبر مى گوید : تمیم ساكن مدینه بود ، لكن بعد از قتل عثمان به شام منتقل شد (644) .

و عمر به تمیم اجازه داده بود تا روز جمعه قبل از خروج خود براى نماز جمعه ، مردم را متذكّر نماید و هنگامى كه تمیم از عثمان اجازه گرفت ، عثمان اجازه داد از روز جمعه مردم را دو روز تذكّر و موعظه دهد و تمیم مشغول این كار بود (645) .

و عمر به تمیم اجازه داد تا روز شنبه نیز قصّه گوئى كند . و در آن هنگام عمر چنین گفت : مردم را دور قصّه گوئى جمع مى كنیم كه روز شنبه یك بار قصّه گوئى كند تا شنبه هفته دیگر (646) و تمیم دارى را بر این كار مأمور كردند (647) .

و در كنار تمیم كعب نیز در مسجد النّبى صلّى الله علیه و آله به قصّه گوئى مى پرداخت ، و مسجد النّبى صلّى الله علیه و آله محلّى گردید كه بجاى محمّد صلّى الله علیه و آله و على علیه السّلام ( ثقل دوّم بعد از قرآن ) كعب یهودى و تمیم نصرانى درس مى داده و سخنرانى مى كردند .

و تغییر فرهنگ مردم به طرف بدیها همان عاملى بود كه منجر به گرفتارى مسلمانان و انتشار مفاسد سیاسى و اجتماعى در آینده گردید . در حالى كه پیامبر صلّى الله علیه و آله با قصّه گویان مبارزه نمود و فرمود : بعد از من قصّه گویانى خواهند بود كه خداوند تعالى نظر رحمت به آنان نمى فرماید (648) .


[641] ـ مختصر تاریخ دمشق ، ابن منظور 232 جلد 5 .

[642] ـ تاریخ المدینة المنوّره ، عمر بن شبة 12 ج 1 .

[643] ـ همان مصدر .

[644] ـ كتاب ألإستیعاب ، در حاشیه ألإصابه 184 ج 1 .

[645] ـ به نقل مقریزى 129 ، تاریخ المدینة المنوّره ، عمر بن شبه 11 ج 1 .

[646] ـ یعنى هفته اى یك بار ، در روز شنبه مردم را سرگرم نماید .

[647] ـ همان مصدر .

[648] ـ كنز العمّال 171 ج 10 .




برچسب ها: قصّه گویان و تحریف حدیث، مرجعیت قصه گویان،
[ جمعه 20 مرداد 1391 ] [ 07:14 ق.ظ ] [ سینا علی نسب ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


این وبلاگ گامی است کوچک در جهت روشنگری روشها و دفعات و نتیجه سوء قصدهایی که برای پیامبر رحمت و مهربانی حضرت محمد (ص) بوسیله خلفای راشد و برخی نزدیکان ایشان که از دشمنان واقعی و ماری در آستین بودند بوقوع پیوسته است

آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
ابزارهای مفید
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب