تبلیغات
شهید حسادت

شهید حسادت
بحثی پیرامون علل شهادت اولین شهید حسادت و یکی از مظلومان بزرگ تاریخ رسول اکرم حضرت محمد مصطفی (ص)
نویسندگان
در راه یثرب ، پیامبر خاتم صلّى الله علیه و آله و راهنماى وى عبدالله بن أریقط بن بكر با ابن سراقه ، خونخوار مشهور برخورد نمودند ، و بین آنها مشاجره معروفى واقع شد .

لكن دشمنان كافر هواپرست رسول خدا صلّى الله علیه و آله ، نام پیامبر صلّى الله علیه و آله را به نفع أبوبكر حذف نمودند ، تا آن معجزه الهى و كرامت آسمانى را از خاتم أنبیاء سلب كنند ، و به همین منظور روایات دروغینى جعل كردند ، كه تصریح بر این مطلب دارد كه مشاجره بین أبوبكر و ابن سراقه جریان داشته است ، تا اثبات كنند أبوبكر در غار حضور داشته است . اما این حدیث بواسطه ادلّه زیر مردود شمرده مى شود .

ـ ابن سراقه در مكّه ، معاصر پیامبر صلّى الله علیه و آله و با شخصیّت وى آشنا بود .

ـ ابن سراقه تمایل شدیدى به قتل رسول خدا صلّى الله علیه و آله داشت ، و طبیعى است كه مشاجره بین وى و رسول خدا صلّى الله علیه و آله باشد .

ـ معجزه الهى در فرو رفتن پاى اسب ابن سراقه در شن ، بخاطر مستجاب شدن دعاى رسول خدا صلّى الله علیه و آله بود .

و عاقلانه این است كه ابن سراقه از پیامبر صلّى الله علیه و آله طلب ترحّم نماید ، تا وى را از این دام نجات دهد ، و كمك خواستن وى از أبوبكر و ابن أریقط بن بكر در اینجا با عقل سازگار نیست .

مسافت بین سراقه و رسول خدا صلّى الله علیه و آله تقریباً به اندازه دویست متر بود ، كه همین معلوم مى كند مانعى طبیعى و غیر آن ، از سخن گفتن ابن سراقه با خاتم پیامبران صلّى الله علیه و آله وجود نداشته است ، پس به چه منظورى اصرار دارند أبوبكر را در این حدیث داخل كنند ؟ .

و از طرفى رسول خدا صلّى الله علیه و آله ، مشهور به مهربانى و دلسوزى بر مردم بود ، و خداوند درباره او فرموده است :

وَ إنَّكَ لَعَلى خُلُق عَظیم (182) و تو داراى اخلاق بسیار بزرگوارانه اى هستى .

و خود آن حضرت فرموده است :

بُعِثْتُ لاُِتَمِّمَ مَكارِمَ الأخْلاق (183) .

بنابراین مطلبى كه بسیار طبیعى به نظر مى رسد این است كه ، ابن سراقه فقط از رسول خدا صلّى الله علیه و آله طلب ترحّم نماید ، و از دیگران چیزى نخواهد .

اما روایات صحیح در این زمینه كه سخنان رسول خدا صلّى الله علیه و آله و ابن سراقه را ثبت كرده است فراوان مى باشد ، كه یكى از آنها این روایت است :

« وقتى كه سراقه به دنبال او رفت پاهاى اسبش در زمین سفتى فرو رفت ، و دانست كه بخاطر امرى آسمانى چنین شده است ، پس با صداى بلند به او عرض كرد : از پروردگارت بخواه نجاتم دهد ، به خدا سوگند از تو دفاع مى نمایم ، پس حضرت صلّى الله علیه و آله برایش دعا نمود ، و اسب وى را نجات داد (184) .

بخارى برآن شده است تا أبوبكر را در این معجزه و در ماجراى هجرت شریك نماید ، پس چنین مى گوید : ابن سراقه به آن دو گفت : مى بینم شما دو نفر بر من نفرین كرده اید ، برایم دعا كنید (185) .

و بخارى أبوبكر را از روى حسد ورزى به رسول خدا صلّى الله علیه و آله در مقام انبیاء قرار داد .


[182] ـ سوره قلم ، آیه 4 .

[183] ـ فقه الرّضا ، ابن بابویه ، 353 ـ یعنى مبعوث شده ام تا مكارم اخلاق را كامل كنم .

[184] ـ ألصّراط المستقیم ، علىّ بن یونس عاملى ، 52 ج 1 ، حلیة الأبرار ، هاشم بحرانى ، 115 ج 1 بحار الأنوار ، 227 ج 17 ، 61 ج 18 ، مسند أحمد ، 3 ج 1 ، ألمصنّف ، ابن أبى شیبة ، 441 ج 7 مسند أبى یعلى موصلى ، 106 ج 1 ، طبقات ابن سعد ، 233 ج 1 .

[185] ـ صحیح بخارى ، 181 ج 4 .




[ چهارشنبه 23 فروردین 1391 ] [ 07:31 ق.ظ ] [ سینا علی نسب ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


این وبلاگ گامی است کوچک در جهت روشنگری روشها و دفعات و نتیجه سوء قصدهایی که برای پیامبر رحمت و مهربانی حضرت محمد (ص) بوسیله خلفای راشد و برخی نزدیکان ایشان که از دشمنان واقعی و ماری در آستین بودند بوقوع پیوسته است

آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
ابزارهای مفید
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب