تبلیغات
شهید حسادت

شهید حسادت
بحثی پیرامون علل شهادت اولین شهید حسادت و یکی از مظلومان بزرگ تاریخ رسول اکرم حضرت محمد مصطفی (ص)
نویسندگان

چه زمانى روایت غار به نفع أبوبكر ساخته شد ؟

ابتدا در زمان حكومت أبوبكر ، جعل روایت ساختگى حضور أبوبكر در غار و همراهى وى با رسول خدا صلّى الله علیه و آله در هجرت شروع شد . عایشه و انس بن مالك و أبوهریره ، این نقشه حسّاس و خطرناك را در ایجاد فضائل و مناقب دروغین به نفع حكومت و ترك احادیث صحیح در فضائل رسول خدا صلّى الله علیه و آله پیش مى بردند ، و ماجراى ایجاد مناقب دروغین براى حكّام و سلاطین مسلمانان در زمان دولت بنى امیّه و بنى العبّاس و عثمانیان و دیگر دولت ها عادتى مأنوس گردید .

سكّه هاى طلا ، پارس كنندگان اطراف دنیا را بر آن مى داشت تا بالاترین شمار ممكن از فضائل و مناقب را درباره رهبران خود به دروغ بوجود آورند .

معاویه بن أبى سفیان در گفتگوئى توافق كرد تا چهار هزار درهم به سمرة بن جندب بدهد ، فقط بدین منظور كه در میان اهل شام خطبه بخواند و بگوید كه آیه :

وَ مِنَ النّاسِ مَنْ یُعْجِبُكَ قَوْلُهُ فِى الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ یُشْهِدُ اللهَ

عَلى ما فى قَلْبِهِ وَ هُوَ ألَدُّ الْخِصامِ (198) .

وَ إذا تَوَلّى سَعى فِى اْلأَرْضِ لِیُفْسِدَ فیها وَ یُهْلِكَ الْحَرْثَ وَ النَّسْلَ

وَ اللهُ لا یُحِبُّ الْفَسادَ (199) در حقّ على علیه السّلام نازل شده و آیه :

وَ مِنَ النّاسِ مَنْ یَشْرى نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللهِ

وَ اللهُ رَئُوفٌ بِالْعِبادِ (200) .

 ( كه اشاره به قضیّه خوابیدن على علیه السّلام در بستر پیامبر است ) در شأن ابن ملجم نازل گردیده ، حال كه چند سكّه محدود ، چنین افرادى را بر آن مى داشت تا به دروغ ، روایاتى از این قبیل ایجاد نمایند ، وقتى انس بن مالك و أبوهریره از كارگزاران دولت باشند ، و عایشه وزیر مستشار حكومت پدر خویش و حكومت عمر باشد ، این مناصب دولتى صاحبان خود را به چه كارهائى سوق مى دهد ؟ .

و مصالح نظام ، آنان را بر آنان مى داشت تا با هر وسیله ممكن ، در مقابل مخالفین و معارضین ، نظام سلطه گر را حمایت نماید .

خلق فضیلت دروغین غار ، ساده ترین و در عین حال حسّاس ترین عملى مى باشد كه منجر به انحراف ذهن مسلمانان گردید ، كه گردانندگان سقیفه و یاران آنها بوجود آوردند . و براى دولت أبوبكر كه نقشه هجوم بر منزل فاطمه سلام الله علیها دختر محمّد صلّى الله علیه و آله و قتل وى را اجرا نمود و سعد بن عباده ، رئیس انصار را كشت ، آسان است كه روایت غار را كه احتیاج به ریختن خون كسى را هم ندارد ایجاد نماید ... آیا چنین نیست ؟

مروان ابن حكم ، پسر عموى خود ، ولید بن عتبه بن أبى سفیان را به خاطر رسیدن به حكومت مى كشد و مأمون عبّاسى برادر خود امین را نیز در همین راه كشت . و مسلّماً تحریف و ساختن روایات دروغین به مراتب آسانتر از گرفتن جان و ریختن خون در دفاع از سلطنت مى باشد.

أبوبكر براى غصب حكومت ، از علىّ بن أبى طالب علیه السّلام و هجوم بر خانه فاطمه سلام الله علیها ، و به شهادت رساندن وى ، اظهار ندامت نمود و گفت : هر مردى خوشحال در آغوش همسر خود مى خوابد و مرا با این گرفتارى رها كردید ، احتیاجى به بیعت شما ندارم ، بیائید بیعت خود را باز گیرید (201) .

و گفت : اى كاش خانه فاطمه سلام الله علیها دختر محمّد رسول خدا صلّى الله علیه و آله را جستجو نمى كردم ، و گروهى به داخل آن نمى فرستادم ، گرچه براى جنگ ، در آن خانه بسته شده بود (202) .

و بر روایات و احادیث ساختگى و دروغینى كه نظام ایجاد كرده بود پشیمان گردید و گفت : اى كاش برگ درختى بودم ، و خود أبوبكر از زبان پیامبر صلّى الله علیه و آله حدیثى به دروغ وضع كرد كه : نَحْنُ مَعاشِرَ الأنْبِیاءِ لا نُوَرِّثُ (203) كه این حدیث به صراحت با آیه « وَ وَرِثَ سُلَیْمانُ دَاوُدَ » (204) از قرآن كریم مخالفت دارد .

و عایشه به دروغ ، امامت جماعت أبوبكر در روز دوشنبه (205) را روایت نمود .

و عایشه ماجراى حضور أبوبكر در غار و هجرت وى را با پیامبر صلّى الله علیه و آله بسوى مدینه به دروغ روایت نمود ، تا امر خلافتِ متزلزل پدر خویش را پایدار نماید . و چگونه این خلافت متزلزل نباشد در حالى كه عمر بن الخطّاب در توصیف آن گفته است : بیعت أبوبكر اشتباهى بود ، خدا مسلمانان را از شرّش در امان دارد ، و هركس مرتكب چنین اشتباهى شود به قتل برسانید (206) .

علّت اقدام أبوبكر در وضع و جعل چنین أحادیثى ، ریشه در اعتقاد به تساهل وى در این موضوع و احتیاج مبرم حكومت به این قبیل كارها دارد .

و عمر بن الخطّاب به همین منوال پیش رفت ، و درباره چسباندن ألقابى به خود ، كه پیامبر صلّى الله علیه و آله در شأن على بن أبى طالب فرموده بود ، مثل : لقب أمیر المؤمنین و لقب فارورق (207) كه یهودیان بر عمر وضع كردند (208) موافقت نمود .

و بنى امیّه لقب صدّیق را كه پیامبر صلّى الله علیه و آله در شأن على علیه السّلام فرموده بود به نفع أبوبكر (209) تحریف نمودند .

أمیرالمؤمنین علیه السّلام در ایّام خلافت خود فرمود : من صدّیق أكبر مى باشم (210) .

و شروع ساخته شدن روایت غار به نفع أبوبكر در زمان خود او اتّفاق افتاد ، لكن مردم آنرا به دیده انكار مى نگریستند ، و صحابه آنرا نمى پذیرفتند . و در زمان بنى امیّه به خاطر شدّت اختناق و زیادى تابعینى كه از عصر پیامبر صلّى الله علیه و آله دور بودند ، فرصتى براى نشر اكاذیب یافت شد ، و آن روایت را با قدرت هرچه تمامتر بین تابعین و فرزندان آنان منتشر كردند ، و به نام آن جشنها گرفتند .

و مطلبى كه این نقشه را كمك كرد ، فرمان صادر شده از طرف معاویه در ایجاد مناقب براى خلفا بود ، تا حجّت علىّ بن أبى طالب علیه السّلام و حقّ وى در امر خلافت ضایع گردد .

و این فرمان به خاطر محبّت به أبوبكر نبود ، زیرا معاویه از حزب عمرى بود كه پیوسته با حزب بكرى رقابت داشت ، معاویه ، محمّد بن أبوبكر و عایشه دختر أبوبكر را كشت ، و در قتل والیان و حكّام طرفدار أبوبكر نیز شركت داشت (211) .

بنابراین نشر مناقب دروغین در شأن أبوبكر از طرف معاویه ، بخاطر محبّت و براى بالا بردن شأن و منزلت وى نبود ، بلكه صرفاً براى پائین آوردن شأن و منزلت رسول خدا صلّى الله علیه و آله و خاندان پاك وى صورت مى گرفت .

و سیاست پیوسته همین گونه بوده است ، چه در گذشته و چه در حال حاضر هیچ پایه و اساس ثابت و اخلاقى بر آن حكومت نمى كند ، و طالبان دنیا بدون هیچ تناسب و لیاقتى ، سیاست را بكار مى گیرند .

در همان حالى كه دست راست معاویه رگ و پى محمّد بن أبى بكر را آتش مى زد ، و عبد الرّحمن بن أبى بكر را زنده در گور مى كرد ، و اعضاى بدن عایشه را از هم مى درید ، دست چپ وى امر به نشر فضائل أبوبكر و عایشه مى نمود (212) .

و كسانى كه از بازى سیاست و دسیسه هاى آن دورند ، چه مى دانند كه توطئه هاى سیاسى و كاخهاى پادشاهان براى بقاى سلطه جوئى و ادامه حیات خویش چه مى بافند ؟ و سیاستمداران حزب قریش در جهات مختلف سعى در تنظیم ماجراى غار در مقابل ماجراى غدیر نمودند ، تا جائى كه حضور ساختگى و دروغین أبوبكر حتى عظیم تر از حضور اصحاب كهف در كهف خویش گردید .

و این حالت افتراء و كذب در سیره پیامبر صلّى الله علیه و آله رو به ازدیاد مى رفت ، آنگاه دولت بنى امیّه دست به دروغ دیگرى زد كه در نصب أبوبكر به امارت قافله حجّاج در سال نهم هجرى خلاصه مى شد . یعنى درست در همان زمانى كه پیامبر صلّى الله علیه و آله أبوبكر را از امارت عزل نمود ، و على علیه السّلام را به جاى او معیّن كرد ، و أبوبكر بسوى پیامبر صلّى الله علیه و آله با گریه و اندوه بازگشت ، و مى ترسید مبادا آیه اى در حقّ او نازل شود (213) .


[198] ـ بقره ، آیه 204 ـ یعنى بعضى از مردم مانند « أخنس بن شریق » كه از منافقان بود ، از گفتار دلفریب خود تو را به شگفت آورند ، كه از چرب زبانى و دروغ ، به متاع دنیا رسند ، و از نادرستى و نفاق ، خدا را شاهد راستى خود مى گیرند ، و این كس بدترین دشمن است .

[199] ـ بقره ، آیه 205 ـ  و چون از حضور تو دور شود كارش فساد است ، و بكوشد تا حاصل خلق را به باد فنا دهد ، و نسل بشر را قطع كند ، و خداوند فساد را دوست ندارد .

[200] ـ بقره ، آیه 207 ـ بعضى از مردم چون « على علیه السّلام » هستند كه از جان خود در راه رضاى خدا در مى گذرند و خدا دوست دار چنین بندگان است .

[201] ـ ألإمامة و السّیاسه، ابن قتیبه، 14ج1، أعلام النّساء 314ج3 ، سرّالعالمین، أبوحامد غزالى.

[202] ـ تاریخ یعقوبى 137 ج2، شرح نهج البلاغه ابن أبى الحدید51 ج6 ، ألشّیخان، بلاذرى233.

[203] ـ یعنى : ما گروه پیامبران ارثى بجا نمى گذاریم ـ ألایضاح ، ابن شاذان ، 258 ، ألإستغاثه ، أبوالقاسم الكوفى ، 9 ج 1 ، ألشّافى ، ألمرتضى ، 57 ج 4 .

[204] ـ یعنى : سلیمان از داود ارث برد ـ سوره نمل ، آیه 16 .

[205] ـ رحلت رسول خدا صلّى الله علیه و آله .

[206] ـ ألسّقیفه ، سلیم بن قیس 241 ، ألایضاح ، ابن شاذان ، 134 ، بحار الأنوار ، 319 ج 27 ، تاریخ طبرى ، 153 ج 5 ، ألصّواعق المحرقه ، 8 .

[207] ـ مستدرك حاكم 112 ج 3 ، مجمع الزّوائد هیثمى 102 ج 9 ، ألمعیار و الموازنة ،اسكافى 185.

[208] ـ تاریخ طبرى ، 268 ج 3 .

[209] ـ مجمع الزّوائد هیثمى ، 102 ج 9 ، مستدرك حاكم ، 112 ج 3 .

[210] ـ ألمقنعه ، مفید ، 206 ، مسند زید بن على ، 406 ، اعانة الطّالبین ، دمیاطى ، 357 ج 2 ، ألإمامة و التّبصره ، ابن بابویه قمّى ، 111 ، كامل الزّیارات ابن قولویه ، 116 ، عیون أخبار الرّضا ، صدوق ، 9 ج 1 ، تهذیب الحكّام طوسى ، 57 ج 6 ، مستدرك حاكم ، 112 ج 3 ، مجمع الزّوائد هیثمى ، 102 ج 9 ، ألمعیار و الموازنه ، اسكافى ، 185 ، منصف ابن أبى شیبة ، 498 ج 7 ، كنز العمّال ، 11616 .

[211] ـ به كتاب اغتیال أبوبكر و السّیده عایشه از همین مؤلّف مراجعه شود .

[212] ـ به كتاب اغتیال أبوبكر و السّیده عایشه از همین مؤلّف مراجعه شود .

[213] ـ مسند حنبل ، 151 ج 11 ، كنز العمّال ، 247 ج 1 ، تفسیر ابن كثیر ، 543 ج 2 ، مستدرك حاكم 51 ج 3




[ دوشنبه 28 فروردین 1391 ] [ 06:01 ق.ظ ] [ سینا علی نسب ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


این وبلاگ گامی است کوچک در جهت روشنگری روشها و دفعات و نتیجه سوء قصدهایی که برای پیامبر رحمت و مهربانی حضرت محمد (ص) بوسیله خلفای راشد و برخی نزدیکان ایشان که از دشمنان واقعی و ماری در آستین بودند بوقوع پیوسته است

آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
ابزارهای مفید
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب