تبلیغات
شهید حسادت

شهید حسادت
بحثی پیرامون علل شهادت اولین شهید حسادت و یکی از مظلومان بزرگ تاریخ رسول اکرم حضرت محمد مصطفی (ص)
نویسندگان

6 ـ مشركان قریش به درون غار كوچك ثور نگاه كردند ، و احدى را مشاهده نكردند ، پس گفتند : در این غار احدى وجود ندارد (227) یعنى به دقّت در غار نگاه كردند ، و احدى را مشاهده نكردند .

7 ـ در كتاب « ألبدایة و النّهایة » كه یكى از مؤلّفات ابن كثیر اموى است ، از ابن جریر طبرى مطلبى ذكر شده است كه ، هجرت رسول خدا صلّى الله علیه و آله را به غار ثور بدون هیچ همراهى و به تنهائى تأیید مى نماید

اما ابن كثیر از این روایت صحیحى كه دلالت بر هجرت رسول خدا صلّى الله علیه و آله به تنهائى مى نماید وحشت نموده ، و با لرزش چنین مى گوید : « و این مطلب بسیار غریب و خلاف قول مشهور مى باشد كه مى گوید آن دو با همدیگر به غار رفتند (228) » .

و این حدیث صحیح ، تمام روایات دروغین ساخته شده دست بنى امیّه را درباره خروج أبوبكر با رسول خدا صلّى الله علیه و آله باطل مى نماید ، و حقیقت را چون خورشید نیم روز ، روشن و آشكار مى كند .

و كلیّه متون تاریخى بر این مطلب اتّفاق دارند كه ، مهاجران به مدینه فقط دو نفر بودند ، یكى رسول خدا صلّى الله علیه و آله و دیگرى راهنماى وى عبدالله بن بكر مى باشد ، و این اتّفاق وجود أبوبكر را در آن هجرت نفى نموده ، و باورهاى بى اساسى را كه دستهاى فریبكار حزب قریش در این زمینه ساخته و پرداخته ، بكلّى باطل مى نماید .

حزب قریش از یك جهت براى تثبیت خلافت أبوبكر و دنباله روهاى وى یعنى عمر و عثمان و شاهان بنى امیّه و از جهت دیگر براى نابود كردن ولایت الهى اهل بیت علیهم السّلام كه پیغمبر در غدیر خم اعلام كرد این گونه روایات دروغین را وضع نمودند .

8 ـ در روایت صحیح بلاذرى چنین آمده است كه : كرزقانى كه مشركین قریش را به غار رساند ، آثار پاى مبارك رسول خدا صلّى الله علیه و آله را در مقابل غار مشاهده نمود ، لكن خود و عبدالعزّى بن أبى بكر جاى پاى أبوبكر را نزدیك غار ندیدند (229) .

و راوندى ، همین مطلب را تأیید نموده است ، بنابراین به اتّفاق براى ما ثابت مى شود كه پیامبر صلّى الله علیه و آله شبانه به تنهائى و بدون داشتن هیچ همراهى از منزل خویش خارج ، و به تنهائى وارد غار شدند ، و بعد از آن در كوه ثور با عبدالله بن بكر آشنا گردیدند . حال باید دید كه أبوبكر در كجاى این ماجرا حضور داشت ؟

9 ـ تحریف و تصحیف اسم : فریبكاران حزب قریش ، اقدام به اجراى نقشه تغییر در نام أبوبكر نمودند ، تا نام وى موافق نام عبدالله بن بكر گردد ، به همین سبب نام او را كه عتیق بود به عبدالله تغییر دادند (230) . و تنها مطلب باقى مانده ایجاد تغییر بین ابن بكر و أبى بكر بود ، و براى گروه فریب و تزویر بسیار ساده و آسان بوده و احتیاج به چیزى جز یك نقطه بر حرف « ى » نداشتند و در زمانى كه خط عربى فاقد نقطه بود چنین تغییرى بسیار آسان بود ، و این تصحیف و تحریف استمرار پیدا كرد تا آنكه نام عمر بن الحطّاب را به خاطر سبك شمردن ابن عاص حرفه حطّابى یعنى هیزم شكنى به عمر بن الخطّاب تغییر دادند (231) و این در حالى بود كه اسم ساختگى خطاب بگوش احدى از صحابه نخورده بود.

10 ـ روایات صحیحى كه هجرت پیامبر صلّى الله علیه و آله را فقط با عبدالله بن أریقط بن بكر ثابت مى نمایند تصریح مى كنند كه ، هجرت رسول خدا صلّى الله علیه و آله همراه با عبدالله بن أریقط بن بكر بوده است ، او راهنماى وى به مدینه بوده ، و آن دو همان دو نفرى بوده اند كه به منزل امّ معبد وارد شدند آنگاه كه اهالى مكّه این گفتار را از پائین مكّه شنیدند :

جَزَى اللهُ رَبُ النّاسِ خَیْرَ جَزائِه *** رَفیقَیْنِ حَلا خیْمَتى امّ معبد

هُما نَزَلا بِالْبِرِّ وَ ارْتَحَلا بِه *** فَقَدْ فازَ مَنْ أمْسى رَفیقَ مُحَمَّد (232)

و به تصریح متون منظوم و منثور ، آنان دو رفیق بودند ، یكى رسول خدا صلّى الله علیه و آله و دیگرى عبدالله بن أریقط بن بكر و شخص سوّمى به همراه نداشتند ، و همراهى أبوبكر ساخته و پرداخته سیاست است .

11 ـ و اسناد و متون سیره پیامبر صلّى الله علیه و آله ثابت مى كند ساكنان بین مكّه و مدینه در راه مدینه فقط دو نفر را مشاهده كرده اند ، بدون آنكه شخص سوّمى همراهشان باشد ، و حضور پیامبر صلّى الله علیه و آله و راهنماى وى امرى است كه به اثبات رسیده است .

12 ـ در زمان پیامبر صلّى الله علیه و آله روایت حضور أبوبكر در غار معروف نبود ، و پس از گذشتن ده سال از حكومت آن حضرت نیز به گوش احدى از صحابه نرسید ، لكن بعد از شهادت و رحلت وى روایت مذكور را به دروغ وضع نمودند .

13 ـ أبوبكر و فرزندانش در زمان حیات رسول خدا صلّى الله علیه و آله به ماجراى غار افتخار نمى كردند ، بلكه در آن عصر أبوبكر مردى عادى و گمنام بود كه كسى به او توجّهى نداشت و مشهور به صفات ستوده ممتازى نبود .

و بعد از گذشتن ده سال أوّل حیات دولت اسلامى در مدینه ، افراد شاخص مسلمانان در وجود أمیرالمؤمنین علىّ بن أبى طالب علیه السّلام و سلمان فارسى و سعد بن عباده و حبّاب بن المنذر و جعفر بن أبى طالب و زید بن حارثه و حمزة بن عبدالمطلب و زبیر بن عوام و خالد بن سعید بن العاص و عمرو بن سعید بن العاص و أبوذر غفارى و عمار بن یاسر و مقداد بن عمر و سعد بن معاذ ، خلاصه مى شدند . و براى كسى كه خواستار آگاهى از واقعیّات و شناخت رهبرى مسلمانان در آن روز مى باشد حقیقت همین بود ، اما آنكس كه در صدد فریب خود و مردم باشد ، باید كتابهاى سیره اى را كه پیروان سلاطین و دنباله روهاى سیاست به رشته تحریر در آورده اند ، به همان نحوى كه در كتابهایشان یافت مى شود مطالعه نماید ، و در زمانى كه خالد بن سعید بن العاص به مقام والى اسلامى در یمن دست یافت ، و عمرو بن العاص در جنگ ذات السّلاسل (233) منصب فرماندهى بر أبوبكر و عمر و عثمان را بدست آورد ، بخاطر همین گمنامى و نداشتن امتیاز ، أبوبكر در زمان رسول خدا صلّى الله علیه و آله ، منصب مهمّى به دست نیاورد ، و حتى از جهت خانوادگى ، أبوبكر داراى شأن و منزلتى ممتاز نبود ، و رسول خدا صلّى الله علیه و آله مى خواست صباغه ، بنت عامر قیسیّه را از پسرش خواستگارى نماید (234)كه أبوبكر خود پیش آمد ، و عایشه را براى ازدواج به رسول خدا صلّى الله علیه و آله عرضه نمود .

و عمر همین مطلب را از او یاد گرفته ، دخترش حفصه را براى ازدواج بر پیامبر صلّى الله علیه و آله عرضه نمود ، و رسول خدا با خواسته آن دو نفر موافقت كرد ، گرچه حفصه و عایشه از نظر زشتى چهره و سوء خلق مشترك بودند (235) و امّ حبیبه ، دختر أبوسفیان نیز بر این واقف شد ، و بعد از آنكه شوهرش در حبشه به كیش نصرانیّت در آمد ، خود را بر نبىّ أكرم صلّى الله علیه و آله عرضه نمود ، و ایشان نیز موافقت نموده و با وى ازدواج كردند .

و به این صورت این سه نفر یعنى أبوبكر و عمر و أبوسفیان ، دختران خود را با یك نقشه حساب شده كه بزودى موجب رسیدنشان به قدرت مى شد ، به خانه پیامبر صلّى الله علیه و آله وارد نمودند ، و این عمل بیان گر مسیر و هدف مشترك آنهاست .

و عملا ابتداء أبوبكر و سپس عمر و بعد از او عثمان نماینده أبوسفیان به قدرت رسیدند ، زیرا أبوسفیان بن حرب ، رهبر كفّار بخاطر سوابق گذشته اش مشكل بود بتواند به خلافت برسد ، لذا وكیل او عثمان و بعد از او پسر أبوسفیان ، معاویه به خلافت دست یافتند .


[227] ـ تاریخ یعقوبى ، 40 ج 2 .

[228] ـ ألبدایة و النّهایة ، ابن كثیر ، 219 ج 3 ، چاپ دار الإحیاء التّراث العربى ، بیروت چاپ أوّل 1408 ه ـ ق ، ألسّیرة النّبویّه ابن كثیر ، 236 ج 2 .

[229] ـ فتوح البلدان ، بلاذرى 64 ج 1 .

[230] ـ مختصر تاریخ دمشق ابن عساكر ، 35 ج 13 .

[231] ـ شرح نهج البلاغه ابن أبى الحدید ، 15 و 174 ج 8.

[232] ـ بحارالأنوار 93 ج 18 ـ سیره ابن هشام 100 ج 2 ـ عیون الأثر ، 248 ج 1 ، ألطّبقات الكبرى ، ابن سعد ، 230 ج 1 ـ مناقب آل أبى طالب ، ابن شهر آشوب ، 77 ج 1 .

ترجمه أشعار : پروردگار مردم به بهترین پاداش دو رفیق را كه به چادر من كه امّ معبد هستم قدم گذاشتند ، جزا بدهد ، آن دو به نیكى وارد شدند و به نیكى خارج گردیدند و مسلّماً كسى كه رفیق محمّد صلّى الله علیه و آله باشد رستگار گردید .

[233] ـ تاریخ ابن أثیر ، 232 ج 2 .

[234] ـ عیون الأثر ، 392 ج 2 ، تاریخ یعقوبى ، 84 ج 2 ، تاریخ این أثیر ، 307 ج 2 .

[235] ـ اُسد الغابه ، 65 ج 7 ، شذرات الذّهب ، شرح حال حفصه دختر عمر و به كتاب نساء النّبى صلّى الله علیه و آله و بناته از مؤلف همین كتاب مراجعه شود .




[ پنجشنبه 31 فروردین 1391 ] [ 06:33 ق.ظ ] [ سینا علی نسب ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


این وبلاگ گامی است کوچک در جهت روشنگری روشها و دفعات و نتیجه سوء قصدهایی که برای پیامبر رحمت و مهربانی حضرت محمد (ص) بوسیله خلفای راشد و برخی نزدیکان ایشان که از دشمنان واقعی و ماری در آستین بودند بوقوع پیوسته است

آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
ابزارهای مفید
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب