تبلیغات
شهید حسادت

شهید حسادت
بحثی پیرامون علل شهادت اولین شهید حسادت و یکی از مظلومان بزرگ تاریخ رسول اکرم حضرت محمد مصطفی (ص)
نویسندگان

14 ـ و درباره مسأله حضور نداشتن أبوبكر در غار عایشه با این سخن كه : آیه اى از قرآن در شأن ما نازل نشده است (236) موضوع را تأیید نمود ، و بر دروغ گفتن و بر أحادیثى كه در روزگار كشمكش پدرش با دیگران بر سر قدرت گفته بود ، نادم و پشیمان گردید .

و أدّله صحیح ، خبر حضور أبوبكر را در غار به همراهى رسول خدا صلّى الله علیه و آله نادرست مى داند . بلكه این داستان از ساخته هاى داستان سرایان و دولت مردانى مى باشد كه در پى تثبیت قدرت حزب قریش بودند .

زیرا روایات صحیح غدیر كه بر بیعت گرفتن رسول خدا صلّى الله علیه و آله براى على علیه السّلام دلالت مى كرد ، تلاش كنندگان براى بدست گرفتن قدرت را بر آن داشت تا روایات دروغینى را براى مشروع بودن خلافت أبوبكر ایجاد نمایند .

پس دولت دو قضیّه دروغین را بوجود آورد ، قضیّه أوّل حضور أبوبكر در غار و قضیّه دوّم اقامه جماعت به امامت أبوبكر در روز دوشنبه (237)مى باشد . و این تلاشِ انسان عاجز و فاقد شرایط واقعى خلافت است ، و در این زمینه دروغ گفتن حكّام ، آنان را به مسیرى كشاند كه حدّ و حساب از دست رفت ، و چنین گفته شد : دروغ گوئى كن باز هم دروغ گوئى كن تا دشمنت تصدیقت نماید .

و عایشه حضور أبوبكر را در غار با این جمله كه : آیه اى از قرآن در شأن ما نازل نشده است تكذیب نمود ، بنابراین عایشه از كسانى مى باشد كه حضور أبوبكر را در غار تكذیب كرده اند .

و این اجماع و اتّفاق عمومى از جانب صحابه مسلمان ، بر حضور نداشتن أبوبكر در غار و روایت بخارى ، روایات دروغین ساخته شده بعد را درباره حضور أبوبكر در غار و هجرت تكذیب نموده است .

بنابراین عایشه بخاطر روایت هاى گذشته اش درباره حضور أبوبكر در غار پشیمان شد ، و صحابه ، وى را در گفتارش در مجلس مروان تأیید كردند .

و صحابه همان كسانى هستند كه احادیث را از دهان مبارك رسول خدا صلّى الله علیه و آله شنیده اند و گفتارشان حق را اثبات مى نماید و أقوال كذبى كه بعداً گفته شده است ، در این زمینه سودى نمى رساند .

15 ـ قیس بن عباده رهبر انصار ، روزى كه جایگاه أبوبكر را نسبت خلافت ، به عنوان مرد گمنامى كه هیچ فضیلت و منقبتى ندارد ، بیان مى كرد ، با این جمله : « حسب و نسب اصیلى ندارى » (238) كه به أبوبكر گفت ، به عنوان كسى كه فاقد شرایط است ، حضور وى را در غار تكذیب كرد .

و انصار نیز با ردّ بیعت كردن با وى در سقیفه این حضور را تكذیب كردند ، و در مقابل گفتند : به جز على با احدى بیعت نمى كنیم (239) و اگر أبوبكر صاحب غار بود چنین گفته نمى شد .

و در ارزش و جایگاه انصار همین بس كه آنان مركز اسلام و مردان دین مى باشند كه رسالت پیامبر صلّى الله علیه و آله را تحمّل نموده ، و حقّانیت و شیوه اصحاب مخلص رسول خدا صلّى الله علیه و آله را مى شناختند . و چون أبوبكر فاقد شرایط لازم براى خلافت بود ، بیعت وى را نپذیرفتند .

16 ـ درباره أبوبكر گفته شده است كه ، وى نه طالب است و نه مطلوب (240) ( كنایه از اینكه توقّع هیچ نفعى در وى وجود ندارد ) و این سخن نیز حضور وى را در غار و هجرتش را با رسول خدا صلّى الله علیه و آله تكذیب مى نماید .

اسكافى امام معتزله ، درباره أبوبكر مى گوید : هرگز تیرى بسوى دشمن پرتاب نكرد و شمشیرى از نیام نكشید و خونى بر زمین نریخت و او یكى از اتباع است (241) نه مشهور و نه معروف ، و نه طالب و نه مطلوب مى باشد (242) زیرا اگر وى همراه رسول خدا صلّى الله علیه و آله بود ، از طرف قریش مورد طلب و جستجو واقع مى شد . و براى جلوگیرى و مقابله با این حالت اضطرارى و درد سر ایجاد شده در این موضوع ، ناچار شدند این روایت را ایجاد كنند كه : مشركین قریش براى كشتن و برگرداندن رسول خدا صلّى الله علیه و آله و أبوبكر به مكّه ، اموالى را قرار داده و بذل نمودند .

17 ـ سیره أبوبكر و علاقه صمیمانه وى نسبت به سركشان قریش و تقرّب جستن به آنان با وجود جنگشان با اسلام ، دروغین بودن حضور أبوبكر را در غار و جستجوى قریش از وى را به روشنى آشكار مى نماید ، و عكرمه و معاویه و ابن العاص و خالد بن ولید و أبوسفیان از مهاجمان به منزل رسول خدا صلّى الله علیه و آله براى كشتن وى بودند ، و در غار ثور وى را جستجو مى كردند ، لكن خداوند سبحان چشم آنان را كور نمود ، و از دیدن وى عاجز كرد ، و در صورتى كه أبوبكر هم مطلوب آنان بود این چنین تقرّبى پیدا نمى كرد ، و این امر عكس مطلب را بیان مى كند .

بنابراین رابطه بین آنان بسیار دوستانه و صمیمى بود و تا آخر به حال خود باقى ماند ، زیرا أبوبكر عكرمة بن أبى جهل را والى عمّان (243) قرار داده و به خود بسیار نزدیك نمود ، و خالد را به سمت فرمانده سپاه عراق و شام منصوب كرد ، و ابن عاص را فرمانده لشكرى از سپاه شام قرار داد و دو نفر از فرزندان أبوسفیان را براى حكومت شام و طائف تعیین نمود (244) .

روابط أبوبكر با انصار ، و گروههاى أوّل مهاجرین در عصر رسول خدا صلّى الله علیه و آله و در عصر خلافت بسیار بد بود ، و دروغ هاى ساخته شده در همراهى أبوبكر با رسول خدا صلّى الله علیه و آله در غار شباهت زیادى به اكاذیب وضع شده در زمینه ، انحصار باز نمودن در خانه أبوبكر و رسول خدا صلّى الله علیه و آله بسوى مسجد دارد زیرا منزل وى در عوالى مدینه قرار داشت (245) و در همسایگى مسجد نبود و اذن الهى به باز بودن در ، فقط اختصاص به نبىّ أكرم و على علیهما السّلام داشت (246) .

18 ـ و عمر بن الحطّاب ( الخطّاب ) نیز این منقبت أبوبكر را در غار ، آن روز كه درباره سقیفه سخن مى گفت ، با بیان این جمله تكذیب نمود : « بیعت أبوبكر اشتباه بود خداوند مسلمانان را از شر آن نگه دارد و هر كس چنین كارى نماید به قتل رسانید (247) » و اگر منقبت وى در غار صحّت داشت عمر درباره وى چنین نمى گفت ، زیرا مردم با رفیق و همراه پیامبر صلّى الله علیه و آله در غار و هجرت بیعت نموده بودند .

و عمر درباره اش گفته است وى ضئیل ( پست و حقیر ) بنى تیم است و این سخن (248) بیان كننده آن است كه وى شخصى گمنام مى باشد ، كه از هیچ منقبتى بر خوردار نبود .

19 ـ و زبیر بن عوام این مصاحبت را به واسطه بیعت نكردن با أبوبكر در سقیفه ، تكذیب نمود (249) .

20 ـ و همچنین سلمان فارسى ، عمّار یاسر ، أبوذر ، حذیفه بن الیمان ، خالد بن سعید العاص ، سعد بن عباده و حباب بن منذر با خودارى كردنشان از بیعت با أبوبكر و خلافت وى ، و تصریح بر آنكه أبوبكر فاقد مناقب عالى مى باشد (250) این مصاحبت را تكذیب كردند یعنى أبوبكر با رسول خدا صلّى الله علیه و آله در غار همراه نبوده و با وى هجرت نكرد .


[236] ـ صحیح بخارى ، 42 ج 6 ، چاپ دار الفكر بیروت ، چاپ افست بر چاپ استامبول ، سال 1401 ، هجرى ـ تاریخ ابن أثیر ، 199 ج 3 ، ألأغانى 90 ج 16 ، ألبدایة و النّهایة ، 96 ج 8 ، ألتّحفة الّلطیفه ، سخاوى ، 504 ج 2 .

[237] ـ رحلت رسول گرامى .

[238] ـ بحار 127 ج 29 .

[239] ـ تاریخ طبرى 198 ج 3 ، ألإمامة و السّیاسه ابن قتیبه ، صفحه 8 ، شرح نهج البلاغه ابن أبى الحدید ، 269 ج 2 .

[240] ـ شرح نهج البلاغه ابن أبى الحدید 293 ج 13 ، وآخر العثمانیّه 339 ، ألغدیر ، علاّمه امینى 210 ج 7 .

[241] ـ اتباع بردگانى هستند كه آزاد مى شوند و خود را به قبیله اى منتسب مى نماید .

[242] ـ شرح نهج البلاغه ابن أبى الحدید 293 ج 13 ، آخرالعثمانیّه 339 .

[243] ـ شرح نهج البلاغه ابن أبى الحدید ، 96 ج 15 ، تاریخ خلیفه 76 تاریخ دمشق 86 ج 41 .

[244] ـ به كتاب نظریات الخلیفتین از همین مولف جزء دوّم باب ولاة مراجعه شود .

[245] ـ فیض القدیر ، 1 ج 120 .

[246] ـ مسند احمد 26 ج 2 ، مجمع الزّوائد هیثمى 12 ج 9 .

[247] ـ صحیح بخارى 25 ج 8 ، سیره ابن هشام 308 ج 4 ، تاریخ ابن أثیر ، 347 ج 2 ، ألبدایة و النّهایة 346 ج 5 .

[248] ـ شرح نهج البلاغه ابن أبى الحدید 31 ج 2 .

[249] ـ ألسّقیفه و فدك جوهرى ، 46 ، سنن ترمذى ، 298 ج 2 ، تاریخ ابن الوردى ، 134 ، تاریخ یعقوبى ، 124 ج 2 .

[250] ـ مصادر گذشته .




[ جمعه 1 اردیبهشت 1391 ] [ 07:57 ق.ظ ] [ سینا علی نسب ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


این وبلاگ گامی است کوچک در جهت روشنگری روشها و دفعات و نتیجه سوء قصدهایی که برای پیامبر رحمت و مهربانی حضرت محمد (ص) بوسیله خلفای راشد و برخی نزدیکان ایشان که از دشمنان واقعی و ماری در آستین بودند بوقوع پیوسته است

آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
ابزارهای مفید
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب