تبلیغات
شهید حسادت

شهید حسادت
بحثی پیرامون علل شهادت اولین شهید حسادت و یکی از مظلومان بزرگ تاریخ رسول اکرم حضرت محمد مصطفی (ص)
نویسندگان

« نظرى گذرا به زندگى المهدى فاطمى ، در قرن سوّم و چهارم هجرى 322 ـ 259 »

نسب محمّد به عبدالله بن میمون بن محمّد بن اسماعیل بن جعفر بن محمّد بن على بن الحسین بن على بن أبى طالب علیه السّلام مى رسد ، و این نسب مطابق با واقع است (267) .

1 ـ امام على بن أبى طالب علیه السّلام ظهور این دولت علوى را در آینده خبر داده بود . كه این پیش بینى به وقوع پیوست (268) .

و گفته شده است او أبومحمّد ، محمّد عبیدالله بن احمد بن اسماعیل الثّانى بن محمّد بن اسماعیل بن جعفر بن محمّد بن على بن الحسین بن علىّ بن أبى طالب علیه السّلام (269) مى باشد .

2 ـ و علویان عارف به انساب ، نسب او را صحیح مى دانند .

3 ـ و صحّت نسب این خاندان را شریف رضى رحمه الله كه سراینده أشعار زیر است تأكید نموده :

ما مقامى على الهوان و عندى *** مقول صارم و أنف حمى

ألبس الذّل فى بلاد الأعادى *** و بمصر الخلیفة العلوى

من أبوه أبى و مولاه مولاى *** اذا ضامنى البعید القصى

لف عرقى بعرقه سیّد النّاس *** جمیعاً محمّد و على

انّ ذلّى بذلك الجوّ عزّ و *** اوامى بذلك النّقع رى (270)

ترجمه أشعار :

من در مقامى ذلّت بار باقى نمانده ام ، در حالى كه در دست شمشیرى كشیده و در سر غیرت والا دارم ، در شهر دشمنان و در مصر ، خلیفه علوى ، كه پدر او پدر من و مولاى او مولاى من است ، هرگاه بسیار دور (271) مرا محروم نماید ، به او لباس مذلّت را مى پوشاند ، ریشه و اصل مرا به ریشه و اصل او ، دو سرور تمام مردم یعنى محمّد و على درهم پیچیدند ، ذلّت من در آن فضا عزّت است ، و مى خواهم از آن چشمه پر آب ، خود را سیراب نمایم .

و چون پدر شریف رضى ، از وى خواست تا نوشته اى دالّ بر نادرست بودن نسب محمّد بن عبدالله بن میمون بنویسد ، شریف رضى قبول نكرد .

و ابن أثیر مى گوید : در امتناع رضى از عذرخواهى و امتناع وى از نوشتن طعن در نسب آنان ، با وجود جوّ ترس حاكم ، دلیلى قوى بر صحّت نسب آنان وجود دارد .

و قائلین به صحّت نسب وى اعتقاد دارند ، علمائى كه در آن محل به نوشتن نسبت ناروا به فاطمین حاكم پرداختند ، صرفا به خاطر ترس و تقیّه اقدام به نوشتن كردند ، و به انساب عالم نبوده اند ، بنابراین با قول آنان نمى توان استدلال نمود (272) .

و در روز هفتم ذى الحجّه سال دویست و نود و شش ، بر سلجماسه كشور مغرب غلبه یافت ، و در شوّال سال سیصد و هفت به آن شهر منتقل شد ، و آفریقا را كه از توابع مغرب بود به زیر قلمرو خود برد ، و فرزند خویش را حركت داد ، پس اسكندریّه و فیوم از توابع صعید را به تملّك در آورد و مدّت حكومت آنان از زمان قیام مهدى تا هنگام وفات یافتن عاضد ، دویست و هفتاد و سه سال بود ، كه دویست و شش سال آن در مصر بود ، و مبلّغ او در آفریقا أبوعبدالله شیعى مذهب بود ، و محمّد بن عبدالله مهدى ، در كوفه متولّد شد ، و در سال 323 وفات یافت (273) و سالهاى حكومت وى 25 سال و چند ماه مى باشد ، و بعد از وى فرزندش ألقائم بأمرالله ، أبوالقاسم محمّد به امر حكومت قیام نمود .

و از آنجا كه وى بر مذهب تشیّع بود ، بسیارى از قلم هاى مسموم طائفه گرا سعى در خدشه وارد كردن به نسبت و دین و اسم وى نمودند ، و از این گروه مى توان ذهبى را نام برد (274).

و همانها چنین گفتند : « طائفه اى ادّعا مى كنند وى خالق و پیامبر و او همان مهدى موعود مى باشد » . لكن تمام این مطالب مجرّد ادّعا بوده ، و هیچگونه اساس و پایه اى نداشته ، و صرفاً از كینه عمیق به محمّد و آل محمّد صلّى الله علیه و آله سرچشمه مى گیرد .

آنان چنین ادّعاهائى را درباره پادشاهان فسق و فجور از خاندان عبّاسى و بنى امیّه و دیگران روا نداشتند ، بلكه سعى در پوشاندن و مخفى نگه داشتن كفر و الحاد آنان نمودند ، لكن هركس را كه داعیه دارِ برافراشتن پرچم محمّد و آل محمّد صلّى الله علیه و آله گردید ، به یهودیّت و آتش پرستى و كفر و ادّعاى ربوبیّت متّصف و متّهم (275) كردند .

و در همین راستا مختار ثقفى مبارز و ستیزه گر با بنى امیّه و دعوت كننده براى حاكمیّت محمّد و آل محمّد صلّى الله علیه و آله گرفتار همین دروغها و افتراها گردید .

رسول خدا صلّى الله علیه و آله مى فرماید : افترا زننده داخل بهشت نمى شود (276) . و محمّد بن عبدالله المهدى از علماء و دانشمندانى بود كه سعى در ایجاد دولت اسلامى نمود ، و بعد از تلاش و زحمت بسیار و جهاد مستمر به این هدف نائل شد ، و به این غایت دسترسى پیدا كرد ، پس حكومتى عظیم در شمال آفریقا تأسیس كرد كه خیلى زود عظیم ترین دولت اسلامى در جهان به پایتختى قاهره گردید . و عظیم ترین دانشگاه اسلامى جهانى ، به نام جامع الأزهر را تأسیس نمود .

محمّد بن عبدالله المهدى ، از جمله تلاشگران براى برافراشتن پرچم محمّد و آل محمّد علیهم السّلام در زمین بود ، و هیچ ادّعا نكرد ، وى مهدى عجّل الله تعالى فرجه مى باشد ، بلكه او را ملقّب به این لقب نمودند .

و این خلیفه فاطمى كه در كوفه متولّد شده و در آنجا تحصیل نمود ، حضور أبوبكر را در غار و هجرت وى را با رسول خدا صلّى الله علیه و آله به مدینه منوّره انكار نمود ، و قدم در جاى پاى امامان نهاد ، و با علماى كوفه كه در رأس آنان ، مؤمن طاق كه از مخلص ترین شاگردان امام صادق بشمار مى رفت ، همراه بود ، و این چنین بود كه محمّد بن عبدالله المهدى كه منسوب به امام صادق علیه السّلام و مؤمن طاق شاگرد آن حضرت ، از منكرین شدید حضور أبوبكر در غار گردیدند ، و این مطلب نشان مى دهد كه این انكار را از معدن علم و سلاله پیامبر صلّى الله علیه و آله جعفر صادق علیه السّلام بدست آورده اند .

و تمام أراجیف و اكاذیب گفته شده در مسأله حضور داشتن أبوبكر در غار توسط انكار امام صادق علیه السّلام رسوا گردید . زیرا ممكن نیست در اینجا روایتى بتواند با قول امام صادق علیه السّلام معارضه نماید ، در حالى كه نعمان یعنى أبوحنیفه در بالابردن شأن و منزلت علمى امام صادق علیه السّلام چنین گفته است :

« لَوْلا السَّنَتانِ ، لَهَلَكَ النُّعْمانُ » (277) یعنى اگر آن دو سال نبود ، نعمان هلاك مى شد ، و مقصود او از آن دو سال ، دو سالى بود كه نزد امام صادق علیه السّلام درس مى خواند .

و انس بن مالك مى گوید : از نظر فضیلت و علم و عبادت و ورع هیچ گوشى نشنید و در ذهن بشرى خطور نكرد و چشم كسى ندید كسى را كه در سخن ، صادق تر از جعفر صادق باشد (278) و تعجّبى ندارد ، مؤمن طاق كه معروف به تبعیّت از امام خویش است ، همان اعتقادات مولاى خود امام صادق علیه السّلام را داشته باشد .

و از آنجائى كه علماى جور و واعظان دربارى از انتشار حقیقت ماجراى غار بین مردم واهمه و هراس داشتند ، بر علیه تمام كسانى كه حضور أبوبكر را در غار انكار مى كردند ، جنگى تمام عیار بپا نمودند .

پس به هركس دسترسى پیدا كردند كشتند ، و بر كسانى كه توان نابودیشان را نداشتند ، مثل محمّد بن عبدالله المهدى ، مؤسّس دولت فاطمیّون و مؤمن طاق شاگرد و حوارى امام صادق علیه السّلام ، دروغها و افترآت گوناگون شایع كردند .

و بخاطر دروغهاى بسیار زیادى كه در قضیّه حضور أبوبكر در غار از طرف حكومت ها روایت مى شد ، و بخاطر مخفى نمودن روایات صحیح در این قضیّه ، بسیارى از علماى مخلص و باتقوى خطا نموده ، و بخاطر دست نیافتن به روایات صحیح در این باب ، حضور أبوبكر را در غار تأیید كردند ، و بعد از توفیق الهى كه در دست یافتن به روایات بر حق ، شامل حال ما گردید ، اكنون به خوانندگان گرامى تذكر مى دهیم كه وقت آن رسیده است تا در این موضوع غبار اكاذیب را برطرف نمائیم ، و به حقیقت احادیث نبوى برسیم ، به همان نعمت الهى عظیمى كه بعد از 1420 سال ، بدان دست یافتیم ، یعنى رسیدن به واقع و حق ، بعد از جهل فراگیر در این حادثه .


[267] ـ تاریخ السّلام ، ذهبى ، حوادث سال 323 صفحه 23 ، وفیات الأعیان 117 ج 3 .

[268] ـ شرح نهج البلاغه ، ابن أبى الحدید 48 ج 7 .

[269] ـ ألكنى و الألقاب ، محدّث قمى 455 ج 2 ، ألأعلام زركلى ، 197 ج 4 .

[270] ـ تاریخ ابن أثیر 25 ج 8 ، عمدة الطّالب ، ابن عنبة 235 ، حقایق التّاویل ، شریف رضى ، 44 .

[271] ـ كنایه از دشمن دور از مهر و محبّت و خویشاوندى .

[272] ـ تاریخ ابن أثیر 27 ج 8 .

[273] ـ عمدة الطّالب ، ابن عنبه 238 ، ألأعلام زركلى 194 ج 7 .

[274] ـ به كتاب تاریخ الإسلام ، ذهبى ، حوادث سال 322 مراجعه شود .

[275] ـ تاریخ الإسلام ، حوادث سال 322 هجرى 23 .

[276] ـ به كتاب اتّعاظ الحنفاء 107 ج 17 و تاریخ الخمیس 385 ج 2 و كتاب عبیدالله المهدى ، نوشته دكتر حسین ابراهیم ، و طه شرف مراجعه كنید ، روض المعطار 561 ، سیر أعلام النّبلاء ذهبى 264 ج 19 ، تاریخ ابن خلدون 131 ج 6 .

[277] ـ ألخلاف شیخ طوسى 33 ج 1 ، جامع المقاصد محقق كركى 21 ج 1 .

[278] ـ شرح الأخبار ، قاضى نعمان مغربى 291 ج 3 ، مناقب آل أبى طالب ، ابن شهر آشوب ، 372 بحارالأنوار 28 ج 47 ، مستدرك سفینة البحار ، نمازى 228 ج 6 .




[ یکشنبه 3 اردیبهشت 1391 ] [ 06:32 ق.ظ ] [ سینا علی نسب ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


این وبلاگ گامی است کوچک در جهت روشنگری روشها و دفعات و نتیجه سوء قصدهایی که برای پیامبر رحمت و مهربانی حضرت محمد (ص) بوسیله خلفای راشد و برخی نزدیکان ایشان که از دشمنان واقعی و ماری در آستین بودند بوقوع پیوسته است

آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
ابزارهای مفید
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب