تبلیغات
شهید حسادت

شهید حسادت
بحثی پیرامون علل شهادت اولین شهید حسادت و یکی از مظلومان بزرگ تاریخ رسول اکرم حضرت محمد مصطفی (ص)
نویسندگان

صُهیب به تاریخ هجرت پیامبر صلّى الله علیه و آله آگاه نبود ، و از خواص پیامبر صلّى الله علیه و آله نیز به شمار نمى رفت ، لكن سیاست مردان حزب قریش ، براى وى و اصحاب أبوبكر در بدست گرفتن قدرت ، مناقب و فضائل دروغین بسیارى فراهم ساختند (296) .

او یكى از رجال جبهه معارض اهل بیت بود (297) و در قتل عمر گریه مى كرد ، و او همان شخصى بود كه عمر وصیّت كرد بر جنازه اش نماز بخواند ، و سه روز امامت جماعت را به عهده گیرد ، تا آنكه خلیفه جدید انتخاب گردد ، و او یكى از تولد یافتگان مؤسّسه فحشاء مشهور ابن جذعان تیمى بود (298) .

و او از بیعت با امام على علیه السّلام در خلافت نیز امتناع مى كرد (299)و یكى از افراد حزب قریش بود كه به شدّت با اهل بیت دشمنى مى نمود.

و از صُهیب این روایت دروغین را نقل كرده اند : مشركین هنگامى كه اطراف رسول خدا صلّى الله علیه و آله را گرفتند ، و به غار روى آوردند ، و بعد بازگشتند ، پیامبر صلّى الله علیه و آله فرمود :

« وا صُهیباه و لا صُهیب لى » كه این سخن نشان از علاقه بسیار شدید پیامبر صلّى الله علیه و آله به صُهیب دارد .

و پیامبر صلّى الله علیه و آله أبوبكر را قبل از رفتن به غار دو یا سه بار به نزد صُهیب فرستاد ، و چون او را در حال نماز دید ، نمازش را قطع نكرد ، و رسول خدا صلّى الله علیه و آله به أبوبكر فرمود : كار درستى كردى (300) و از آنجا كه صُهیب رومى ، مردى مخلص براى حزب قریش بود ، و در پشتیبانى افراد سقیفه سعى و كوشش بسیار مى نمود ، و دشمنى سرسختى نسبت به اهل بیت علیهم السّلام و انصار داشت ، سیاست مردان حزب قریش تلاش وافرى در داخل كردن وى در موضوع غار ، و قرار دادن وى در زمره صاحبان مناقب عظیم نمودند .

وى از یاران نظام در روزگار أبوبكر و عمر و عثمان بود ، به همین جهت از روى ظلم و جور او را در ماجراى غار داخل نمودند .

در زمانى كه راویان و داستان سرایان سعى مى كردند فضائل بسیار زیاد عبدالله بن أریقط بن بكر را در هجرت سلب نمایند ، رجال حزب قریش از روى دروغ روایت كردند كه :

پیامبر صلّى الله علیه و آله و أبوبكر در هجرت خود به مدینه با طلحه دیدار نمودند . وى لباسهاى سفید رنگى به آن دو هدیه نمود ، پس آن دو پوشیدند و به مدینه وارد شدند (301) در حالى كه طلحة بن عبید الله با بقیّه صحابه قبلا به مدینه هجرت كرده بود (302) .

فرزندان زبیر بن عوام ، نیز خواستند از این فرصت به نفع خود ، و پدرشان استفاده نمایند ، پس از روى دروغ چنین روایت كردند : زبیر بن عوام رسول خدا صلّى الله علیه و آله و أبوبكر را در هجرتشان ملاقات نمود و لباس سفید به آنان پوشانید (303)در حالى كه زبیر به همراه همسر خود اسماء دختر أبوبكر در حبشه بسر مى برد (304) . و این چنین ، فرزندان زبیر فضائل مهم و حسّاسى را براى پدر و مادر خود در قضیّه غار تراشیدند ، و غذاى رسول خدا صلّى الله علیه و آله را از دست مادر خود و بسته به كمربند وى نمودند ، و نام او را زن داراى دو كمربند نامیدند ! و چیزى جز لباسهاى پیامبر صلّى الله علیه و آله نماند كه براى آنها هم چنین گفتند : زبیر به رسول خدا صلّى الله علیه و آله لباسهاى سفید پوشانید (305) .

پس غذا و لباس رسول خدا صلّى الله علیه و آله از آن خاندان زبیر گردید . بنابراین مستحقّ خلافت و سلطنت در جهان اسلام گردیدند ، گرچه به قیمت چندین بار سوزاندن كعبه باشد ، و طلحة بن عبیدالله فراموش نمى كند كه به رسول خدا صلّى الله علیه و آله لباس خود را پوشانیده است ، تا بدین وسیله ، فضیلت استحقاق رسیدن به قدرت را كسب نماید ، پس همین مطلب را روایت نمود ، و در راه رسیدن به خلافت مبارزه سختى كرد ، لكن زبیر و طلحه در جنگ جمل كشته شدند ، و قربانى عشق شدید رسیدن به حكومت گردیدند .

در حالى كه رسول خدا صلّى الله علیه و آله راه سخت و دور از راه عمومى را طى كرد ، كه تجّار از آن عبور نمى كردند .

و بخارى سعى كرد فضائلى را براى عبد الرّحمن بن أبى بكر كه در جاهلیّت ، عبدالعزّى نام داشت ، ایجاد نماید ، لذا به نقل از وى چنین روایت نمود : « از آن غار كسى بجز من آگاه نیست » (306) .

این تلاشى از ناحیه بخارى مى باشد ، تا بیان كند عبدالعزّى در فضیلت غار و در حمایت از رسول خدا صلّى الله علیه و آله روزى كه در كوه ثور حضور داشت شریك بوده است . بخارى مى خواهد بگوید بعد از مردن عبدالله بن أبى بكر و ابن فهیره و أبوبكر و بعد از رحلت رسول خدا صلّى الله علیه و آله تنها عبدالعزّى در تمامى دنیا به محل غار آگاه بود ، زیرا براى بخارى بسیار مشكل بود كه از عبدالعزّى بخاطر كافر بودنش ، فضیلت مشاركت در غار را سلب نماید ، لذا با یك روش هنرمندانه اى وى را در آن منقبت داخل نمود ، تا غار ثور مركزى براى اجتماع فرزندان أبوبكر و اصحاب وى باشد ، و فضیلت و منقبتى برایشان ایجاد گردد ، در حالى كه در زمان هجرت ، اغلبشان از كفّار بودند .


[296] ـ طرائف المقال ، بروجردى 139 ج 2 .

[297] ـ به بحار الأنوار 96 ـ 111 ج 28 مراجعه شود ، ألسّقیفه ، سلیم ابن قیس 168 .

[298] ـ مجمع الزّوائد ، ابن حجر 12 ج 10 ، اُسد الغابة 33 ج 3 ، نقد الرّجال ، تفرشى 425 ج 2 ، ألمعجم الكبیر ، طبرانى 28 ، شرح نهج البلاغه ، ابن أبى الحدید 50 ج 9 ، تاریخ خلیفه 110 .

[299] ـ تاریخ طبرى 484 ج 3 ، شرح نهج البلاغه ابن أبى الحدید 50 ج 9 ، ألمعجم الكبیر ، طبرانى 28 ج 8 ، مجمع الزّوائد ابن حجر 12 ج 10 ، تاریخ خلیفه 110 ، نقد الرّجال ، تفرشى 417 ج 2 ، تهذیب الكمال مزّى 317 ج 21 .

[300] ـ مختصر تاریخ دمشق 227 ج 24 ، ألمعجم الكبیر ، طبرانى 38 ج 8 .

[301] ـ طبقات ابن سعد 173 ج 3 .

[302] ـ سیره ابن هشام 121 ج 2 .

[303] ـ عیون الأثر 244 ج 1 .

[304] ـ ألثّقات ، ابن حبّان 23 ج 3 .

[305] ـ عیون الأثر 244 ج 1 .

[306] ـ ألتّاریخ الكبیر ، بخارى 242 ج 5 .




[ چهارشنبه 6 اردیبهشت 1391 ] [ 07:17 ق.ظ ] [ سینا علی نسب ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


این وبلاگ گامی است کوچک در جهت روشنگری روشها و دفعات و نتیجه سوء قصدهایی که برای پیامبر رحمت و مهربانی حضرت محمد (ص) بوسیله خلفای راشد و برخی نزدیکان ایشان که از دشمنان واقعی و ماری در آستین بودند بوقوع پیوسته است

آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
ابزارهای مفید
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب