تبلیغات
شهید حسادت

شهید حسادت
بحثی پیرامون علل شهادت اولین شهید حسادت و یکی از مظلومان بزرگ تاریخ رسول اکرم حضرت محمد مصطفی (ص)
نویسندگان

حدیث غار از ایّوب بن نافع از ابن عمر روایت شده است .

احمد بن أبى جعفر قطیعى خبر داد كه محمّد بن عدى بصرى در كتاب خود خبر داد كه أبوعبید الله محمّد بن على آجرى خبر داد ، و گفت : از أبوداود ، سلیمان بن الأشعث شنیدم كه مى گفت : خالد بن خداش از حمّاد بن زبیر از ایّوب از نافع از ابن عمر ، حدیث غار را شنیدم و سلیمان بن حرب را دیدم كه این حدیث را بر وى انكار مى كرد (311)و مى گفت : این حدیث از او قبول نمى شود (312) .

عبدالله بن على مداینى مى گوید ، شنیدم پدرم مى گوید خالد بن خداش و محمّد بن معاویه نیشابورى هر دو ضعیف مى باشند (313) .

و زكریّا بن یحیى السّاجى مى گوید : در خالد بن خداش المهلبى ضعف وجود دارد (314) .

و روایاتى كه در تكذیب حدیث غار گفته شده است بسیار و بدنامى و رسوائى راویان حدیث دروغین حضور أبوبكر در غار افزون گشت .

و از طرفى دیگر ، رجال حزب قریش روایات صحیح غار و هجرت را در زیر پوششى محو و نابود مى كردند .

أبوبكر محمّد بن الحدّاد مى گوید : از أبوعبد الرّحمن نسوى شنیدم كه مى گفت : اگر احمد بن سعید همدانى از حدیث بكیر بن الأشج كه درباره غار است برگردد ، از وى نقل حدیث مى كردم (315) .

و عبدالغنىّ بن سعید بن حافظ از حمزه بن محمّد الكنعانى الحافظ ذكر كرد كه ، احمد بن محمّد بن الحجّاج بن رشدین ، همان كسى بود كه حدیث بكیر بن الأشج از نافع از ابن عمر كه همان حدیث غار است (316)بر احمد بن سعید همدانى معروف به ابن عقده داخل نمود .

و او زیدى و جارودى و از اهل كوفه مى باشد (317) .

و نسائى درباره احمد بن سعید مى گوید : اگر از حدیث غار كه از طریق بكیر بن الأشج نقل كرده است رجوع مى كرد از وى نقل حدیث مى نمودم (318) .

و « مرّة » درباره وى مى گوید : در نقل حدیث قوى نمى باشد (319) . و در مطالبى كه اختصاص به ابراهیم بن الهیثم البلوى مى باشد چنین مى گوید :

دار قطنى و خطیب او را توثیق كرده اند ، و ابن عدى در كتاب « ألكامل » از او نام برده و مى گوید : تمام احادیث او از استقامت برخوردار است ، بجز حدیث غار كه مردم آن را تكذیب كرده اند ، و با آن برخورد نموده اند ، كه أوّلین آنان بردیجى مى باشد (320) .

و دو نفر از موثّقین درباره حدیث غار از وى پیروى نمودند (321) .

وى از عبد الرّحمن راسبى از مالك ، خبر طولانى باطلى نقل كرد كه خود متّهم به جعل آن است .

و از فرات بن السّائب از میمون بن مهران از ضمّة بن محصن از أبوموسى ، قصّه غار را نقل نمود (322) .

و مسلم بن ابراهیم ، از عون از عمرو نقل مى كند كه ، از أبومصعب شنیدم كه درباره پیامبر صلّى الله علیه و آله در شب غار سخن مى گفت ، پس حدیث غار را ذكر نمود (323) و در آن حضور أبوبكر را در غار بیان كرد « مرّه » در ادامه مى گوید : أبومصعب مكى را كسى نمى شناسد (324)و عقیلى مجهول مى باشد .

و محمّد بن الولید از راویان حدیث از زبیر از پیامبر صلّى الله علیه و آله مى باشد . ابن عدى در باره اش مى گوید : حدیث وضع مى كرد .

أبوعروبه مى گوید : او دروغگو و كذّاب مى باشد .

وى محمّد بن الولید بن ابان أبوجعفر قلانسى مخرمى مى باشد كه ، از روح بن عبادة و مكّى و یزید بن هارون نقل حدیث مى كرد ، و به او « بسرى » مى گفتند .

و أبوحاتم مى گوید : او راستگو نیست .

و دار قطنى مى گوید : او ضعیف است (325) .

و عبد الرّحمن بن أبى اویس ، عبدالله بن عبدالله ، أبوبكر مدنى را كه برادر اسماعیل است ، ابن معین و دیگران توثیق كرده اند . اما ازدى درباره اش چنین گفته است : حدیث وضع مى كرد . ذهبى مى گوید : و این لغزشى زشت از او « یعنى ازدى » مى باشد .

و دار قطنى مى گوید : او خبر باطل طویلى نقل كرده است و خود متّهم به وضع آن مى باشد .

و از فرات بن السّائب از میمون از مهران از ضبّة بن محصن از أبوموسى قصّه غار را نقل نمود ، و این حدیث شبیه به احادیث ساختگى طرقیان است .

بنابراین علاّمه ازدى ، به دروغ عبدالحمید بن أبى اویس ، در روایت غار دست یافته بود . به همین جهت ذهبى بخاطر این رسوائى خطیر درباره حزب قریش و اسرار و رموز آن حزب ، در غضب شد و پوشاندن اكاذیب و مخفى ماندن حقایق را خواستار گردید .

و ذهبى در نوشته هاى خود معروف به همین شیوه بوده است ، و او در قریشى و اموى بودن حتى از قریشیان و امویان نیز بالاتر بود .


[311] ـ تاریخ بغداد 302 ج 8 .

[312] ـ تاریخ بغداد 303 ج 8 .

[313] ـ تاریخ بغداد 303 ج 8 .

[314] ـ تاریخ بغداد 303 ج 8 .

[315] ـ تهذیب الكمال مزّى 314 ج 1 .

[316] ـ تهذیب الكمال 314 ج 1 ، تهذیب التّهذیب ، ابن حجر 27 ج 1 ، لسان المیزان ، ابن حجر 257 ج 1 ، تاریخ مدینه دمشق 235 ج 5 .

[317] ـ من لایحضره الفقیه ، شیخ صدوق 91 ج 3 .

[318] ـ سیر أعلام النّبلاء 232 ج 12 ، ألمیزان الإعتدال 100 ج 1 .

[319] ـ سیر أعلام النّبلاء 232 ج 12 ، میزان الإعتدال 100 ج 1 ، تهذیب التّهذیب 31 ج 1 .

[320] ـ میزان الإعتدال، ذهبى73ج1، چاپ أوّل، دار المعرفة بیروت، سیر أعلام النّبلاء412ج13.

[321] ـ لسان المیزان ، ابن حجر 123 ج 1 .

[322] ـ میزان الإعتدال ، ذهبى 545 ج 2 .

[323] ـ لسان المیزان ، ابن حجر 388 ج 4 .

[324] ـ میزان الإعتدال ، ذهبى 308 ج 3 .

[325] ـ میزان الإعتدال ، ذهبى 58 ، 59 ، 60 ج 4 .




[ جمعه 8 اردیبهشت 1391 ] [ 06:31 ق.ظ ] [ سینا علی نسب ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


این وبلاگ گامی است کوچک در جهت روشنگری روشها و دفعات و نتیجه سوء قصدهایی که برای پیامبر رحمت و مهربانی حضرت محمد (ص) بوسیله خلفای راشد و برخی نزدیکان ایشان که از دشمنان واقعی و ماری در آستین بودند بوقوع پیوسته است

آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
ابزارهای مفید
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب